اخبار استانی

فلسفه توجه به هندوانه، فال حافظ و آجیل در شب یلدا چیست؟

گروه فیله ای کے ہے دکتر سعید التسینی ז סיד שיד עב פ פ עב פ פ ב ב ב פר פר לד “לדי ר דר פט פט פט פט נ נ ד ד ד ד ד ק ק דר דר דר רעד רעד רעד רעד רעד רעד רעד רעד רעד רעד רעד רעד רעד רעד רעד רעד רעד רעד توانست

کود را ببندید و کود را در تاریخ ایران تصور کنید. به زمانی دور، در هزار سال پیش! شاید هفت هزار سال کابل یا حتی بیشتر! ما آن را درست نمی دانیم، اما انگار در دوره ای هستیم که مردم هنوز «حرف» را اختراع نکرده اند. اینجا در طولانی ترین شب سال هستیم، شبی که پس از آن «یلدا» نامگذاری شد.

یلدا نامی از زبان سریانی است، به منتدی زایش یا تولد! «شب کله» نیز به همین معناست و این عدد با تولد یا تولد دوباره مرتبط است: کله نشینی، کهلم متوفی، کله نوزاد و…اجداد ما در این سرزمین بر اساس چرخش مداوم ماه و خورشید و گذر فصول به تقویمی رسیده بودند که طولانی ترین شب سال یعنی سال را جشن می گرفتند.

که باور رمز اولودی: شب تورونتو و سیاحه، در کورشید ابستن «خورشید» می‌شود.همان غرب‌المتل خودمان: «پایان شب سیه، سپید است» و آن نمادی از استماین روشن‌بش در این شبیدی‌هاست. خورشیدی که در ابتدای فصل زمستان متولد می شود، می توان انتظار داشت روزهای خوب و گرمی باشد و راستش را بخواهید که تمام زمستان ها سخت سوزانده می شود، چه گرما و منبعی قوی تر از خورشید است که بتواند جهان را گرم نگه دارد؟نه با ذهن امروزی، بلکه با چشم ایرانی کهن به ماجرا نگاه کنیم.

پیشینیان در تقویم و تقویم خود سال را به 2 فصل تابستان و زمستان تقسیم می کردند و از نام «پیشرفت» برای بهار و پاییز استفاده می کردند.

تلسکوپ های پیچیده و ماهواره های پیشرفته آنها فقط به آسمان می نگریستند، گردش ماه و خورشید و ستارگان را تماشا می کردند و تغییرات آب و هوا و آب و هوای سرزمین خود را در نظر می گرفتند. در نهایت، به همان شکل ابتدایی و بر اساس تجربیاتی که بشر در طول سالیان متمادی به دست آورده است، چندین نسل به این نتیجه رسیده اند که در طول سال دو زمان برابر با روز و شب وجود دارد. همچنین سالی یک بار «بلندر دی» و «شب بلندر» را در این کشور تجربه می کنیم.

علم نوین نجوم می‌گوید که «زمین» به نام منظومه شمسی به دور خورشید می‌کرد و در عین حال با یک همکای به دور خود نیز می‌کرخد. این چرخش با شیب 23.5 درجه حاصل آن است و بنابراین هنگام ورود به خورشید خورشید به سمت شمال زمین می تابد و همان شب است. زمانی که ما آن را با تیپر «نوروز» می‌گیریم; با ادامه طلوع خورشید در نیمکره شمالی، روزها طولانی‌تر و شب‌ها کوتاه‌تر می‌شوند تا اینکه در اولین ماه ماه، طولانی‌ترین روز سال (وارونگی / فصل تابستان) را مشاهده می‌کنیم، سپس با گذشت زمان آن باز برابری تول روز شب (اعتدال پسینی) را آیپنیمینیم.

در این زمان تابش خورشید به نیمکره جنوبی می رسد و با گذشت زمان روزها کوتاه و شب ها بلندتر می شود تا اینکه در آذرماه به بلندترین شب سال یعنی اوایل انقلاب یا همان آغاز انقلاب می رسیم. فصل زمستان و این رفتار تا اعتدال بهاری ادامه دارد.در ایران باستان به طولانی ترین شب سال توجه می شد زیرا اعتقادات زیادی در اطراف آن وجود دارد.

آنها می دانند که جهان بر دو نیروی خیر و شر بنا شده است که همه چیزهای منفی و مثبت جهان را زیر پرتوهای خود می آورند. در نظر اجداد هر دو در یک جا جمع نمی شوند و مانند چراغی که در دو حالت روشن باشد یا خاموش و شکل دیگری ندارد وجود انسان یا باید قبول کند. از خدا خواسته و صفات حسنه خداوند را در خود دارد.

با این تقسیم، تمام صفات نیک، مربوط به عالم نور و همه بدی های عالم، با عالم تاریک و شیطانی قرابت دارند.

بر اساس این فلسفه، در سالی که طولانی ترین شب سال است، شیطان قدرت بیشتری برای کنار آمدن با دنیای خوبی ها دارد و به همین دلیل قرار است با تجهیزات کامل تری با این دشمنان بجنگیم. شب، بردار «خورشید» است و آن نماد به شکل هندوانه سرک در سفره های یلدایی ودرد دارد.

استفاده از میوه ها با غلاتی مانند آناناس و دانه های متعدد مانند آجیل، نشانه برکت این سفر است. ایرانیان تا آخر شب یعنی تا آغاز زمستان در کنار عزیزان خود می نشینند و شب را با شادی و سرور می گذرانند تا شیطان پیروز نشود و نماد این داستان است:

آن قافله عمر اجب می‌گزد

دریاب دمی که با طرب می‌گزد

ساقی غم فردای حریفان که خوری؟!

پیش ار پیاله را که شب می‌گزرد

شاعران روح این شب را درک کردند و دانستند که هر چند شب است، طولانی ترین توافق ممکن، اما پیروزی بر تاریکی حتمی است. در میان این بزرگان جایگاه شعر «حافظ» بی نظیر و خاص است.

و خود نمی‌دانم که نکش فوکفردهایی را در مردون سرزمین کود «امید» و «امیدواری» باز می‌گرداند. אנגר קה המערד מרוד אראן، מיאוהים אז עבונו או، בה החיטון ראשיזודודאנ.

در این داستان بلند، با نور امیدی که در چشمانمان است، در پیشگاه خداوند زندگی می کنیم و با هم می خوانیم:

مشران گره از زلف یار باز کندی

شبی خوش است، بدین کسه‌اش دراز کیندید

حوزر خلوت انس است و دوستان جموعاند

و آن یکادکید و در فراز کندی

دکمه بازگشت به بالا