عمومی

متروپل آبادان؛ پروژه عبدالباقی و مشاوران ناباقی

زمانی که در جلساتی در دفتر کارگاه مستقر شدیم، آقای ریچارد گارلاک شروع کرد تا درباره «سازکه» سازه
حبتش را با این جمله شروع کرد:

«این کارگاهی است که قدرتهای زیادی در آن حضور دارند. قدرتِ شهردار نیویورک، قدرت سرمایه گذران طرح، قدرت رهبری و… مواردی را که در ذهن داشت ب

شاید این بود که در یک کنفرانس سازه فولادی، آقای گارلاک بحث را با «مسایل سازه ای» شروع کند، اما مشاور بود که به عنوان نماینده، ذهنش درگیر مسایل غیر سازه ای است.

سال از آن روز گذشت و برج جدید تجارت جهانی افتتاح شد و در مراسمی از زحمات پروژه تقدیر شد و گارلاک به نمایندگی از همکاران هشتم در شرکت لس رابرتسون، لوح تقدیر را دریافت کرد.
شاید سالها می‌گذشت تا فهمیدم که مهم‌تر از «مباحث فنیِ طراحی سازه» و مهمتر از نکات اجرایی، «قدرت»هایی که در یک پروژه حضور دارند باید درست شناخت و درک کنند. پروژه های بزرگ، بدون حضور / مشارکت قدرت های بزرگ اجرا نمی شوند. اما سرنوشت هم این قدرتها، در یک نقطه بهم پیوند می خورد و آن «مشاور طرح» است.

هنوز برای اظهار نظر درباره «مکانیسم خرابی پیشرونده» در برج عبدالباقی زود است ولی «مهندسین مشاور» نقطۀ گمشده در ساخت و ساز کشور ایران می شود. شاید گفته شود: ما «مهندس به قدر کافی» داریم. این گزارش صحیح است. شاید گفته شود: ما «شرکتهای مهندسین مشاور» هم زیاد داریم. این گزاره هم صحیح است. اما آنچه را که وجود ندارد صحیح از ساختار «خدمات مهندسی» و «هویت مشاور» است. درباره هر دو باید توضیح داد.

در یادداشت قبل ( از برج چمپلین فلوریدا تا برج متروپل آبادان ) فا دد که دستمزد «طراحی» در کشور ما حدودا یک بیستم استاندارد بین المللی است. وقتی برای خدمات طراحی به «ساخت پراید» پول نمی‌توانیم انتظاری از نقشه‌های با کیفیت BMW را داشته باشیم.

اما مشکل مشاور / طراحی در ایران فقط دستمزد نیست. «ساختار» مشاور در کشور هنوز تعریف نشده است.

مشاور در ایران به شکلی است که هیچ مشاوری «باقی» نمی شود و همه مشاورین «ناباقی» اند. قبل از اینکه سازه فرو بریزد، ساختارِ مدیریت مشاور فرو می ریزد، میان هیئت مدیره کودتا می شود و دادگاه ‌و دادگاه کِشی بین بنیانگذاران مشاور، اتفاق می افتاد. نگاهی به مهندس مشاور پیشنهاد بین_ملی داشته باشیم و ببینیم شرکت چگونه است؟

«ساختار» مشاور یعنی یک شرکت معمولی (در ابتدا) با مشارکت سه نفر شروع بکار می کند و اسم شرکت
SGH
SOM
GMS
WSP
این سه نفر چند دهه با هم کار می کنند و وقتی که به سننشستگی می رسند، باز نیروی زبده در ساختار خود «رشد» داده اند که آنها «مدیر و سهامدار شرکت» می شوند. دقت کنید: نسل جدید ادامۀ «هویت» مشاور خواهند بود.
هیچ شرکت مهندسی مشاور در ایران نیست که 3 نسل خدمات مهندسی داده باشد. یا حتی دو نسل.

بازگردیم به پروژه عبدالباقی و مشاورین «ناباقی» (با عمرهای کوتاه). نگاهِ جاری به خدمات مهندسی چنین است که آقای عبدالباقی در خوزستان یا آقای لاری در شیراز می روند و به اولین مجموعۀ مهندسیِ «دمِ دست» پول می دهند تا سازه را طراحی کنند. به محض این مشاور حرف گوش نکردند (!) عوضش می و مشاور بعدی، با خوشحالی با قیمت کمتر (!) می آید.

جدمات مهندسی یک امر «جدی» در ایران نیست. در دبی، امثالِ عبدالباقی به شرکت های مشاور بین المللی پول می دهند. در ایران ما می اندیشیم خودمان انجام خدمات به «تحقیق شده ترین شکل ممکن» است.

ممکن است گفته شود که عامل اصلی این خرابی پیشرونده اشتباه پروژه فیمابین شهرداری و مالک (و آضا). این گزاره صحیح است ولی حضور مشاور قوی در یک پروژه، پروژه را از آسیب ها و اکسینه خواهد کرد

در برج خلیفه دبی، سازه ابتدا برای 560 متر طراحی شده بود ولی «در 2008» مالک تصمیم گرفت که برج 808 متر شو! و نهایتا در سال 2010 این سازه با 829.8 متر افتتاح شد. و بدون آسیب. را آون آقای ولیام بیکر و تیمش مشاور طرح بودند. شرکتی با 90 سال سابقه خدمات مهندسی.

امروز این سوال اساسی است که برای قوام بخشی به «کیفیت خدمات مهندسی» در ایران فردا چه بایدک باشد مشاورِ کم تجربه در پروژۀ بزرگ، همان بوریا بافِ سعدی است در کارگاهِ حریر. مهندسین مشاور قاتل.

* پژوهشگر دانشگاه برکلی کالیفرنیا

دکمه بازگشت به بالا